چكيده

معلم محور اصلي تعليم و تربيت است كه دلسوزانه فعاليت مي‏كند تا مطلبي را به نحو احسن و قابل فهم به فراگيران منتقل كند. بديهي است كه در اين مسير مهم‎‎ترين  كار توانايي مديريت واداره كلاس و ايجاد رفتار مطلوب در سايه ارتباط خوب و مؤثر با دانش‎آموز مي‎باشد.

هدف از روش‎هاي اداره كلاس، فراهم كردن جوي است كه در آن تدريس راحت‎تر صورت پذيرد. آنچه در اداره مؤثركلاس درس همواره بايد مد نظر باشد، اولويت تأكيد بر پيشگيري از بدرفتاري نسبت به مقياس‎هاي تسكين دهنده مانند تنبيه است. مشكلات بالقوه رفتاري بايد شناخته شود تا با اعمال روش‎هاي صحيح در كلاس از پيشروي آنها جلوگيري گردد.

براي مديريت كلاس، ابتدا يك ارتباط مؤثر و مناسب بايد بين معلم و دانش‎آموز برقرار باشد و براي بي قراري اين ارتباط مهارت‎هايي براي معلم مورد نياز است. يك معلم توانا با بهره‎گيري از شيوه‎هاي متفاوت مي‎تواند پل ارتباطي بين خود و دانش‎آموز را ساخته و استحكام بخشد. مهارت‎هايي نظير: اجتناب از تنبيه شديد و مكرر، اجتناب از شوخي، پرهيز از پيش داوريهاي غير منصفانه، ابراز علاقه و توجه به دانش‎آموز، احترام به آنها، دوستانه رفتار كردن، اهميت دادن به نظرات آنها و...

آنچه كه مهم‎تر جلوه مي‏كند نقشي است كه خود دانش‎آموزان در برقراري يك ارتباط خوب با معلم خود دارا هستند. وقتي دانش‎آموزان بتوانند با معلمشان ارتباط برقرار كنند، خواهند توانست مشكلات آموزشي، يادگيري، رفتاري و ..... خود را در كلاس به حداقل برسانند و محيط كلاس، محيطي دلپذير جهت امر آموزش خواهد شد.

 

بيان مسأله

مدرسه روابط انساني را كه موجب ايجاد تعادل فكري در فرزند  مي‎شود ترغيب مي‏كند و به دانش‎آموزان اين احساس را مي‎بخشد كه متعلق به گروه معيني هستند و در اين گروه نقش مهمي دارند. در كلاس‎هايي كه در آن روابط انساني نيكو وجود دارد، محيط مطلوبي ايجاد مي‏كند كه دانش‎آموزان در داخل آن شكفته مي‎شوند و معلم كه بيش از هر شخص ديگري در ايجاد روابط انساني نيكو مؤثر است، بايد به گونه‎اي باشد كه درسايه تعادل احساساتي خويش، با دانش‎آموزان تفاهم پيدا كند. معلم بايد بتواند ارتباطي سالم و دو طرفه برقرار نمايد تا سبب تبادل افكار و احساسات شده و در قبال آن به انتقال مفاهيم و دانش مورد نياز دانش‎آموزان بپردازد و آنها را در فرايند يادگيري راهنمايي نمايد و اين برقراري ارتباط مؤثر جز با مديريت اثربخش و تواناي معلم ممكن نخواهد شد. پس لازم است كه معلمان با شيوه‎هاي مديريت كلاس و مهارت‎هاي ارتباط با دانش‎آموزان آشنا بوده و برحسب موقعيت و فضاي كلاس آن را به نحو مطلوب به كار ببندد.

پيشينه تحقيق

تحقيقات ريچاردسان[1] نشان داده است كه معلمان رفتار خود را در كلاس ناشي از تجارب بدست آمده در طول سال‎ها آموزش و پرورش دانش‎آموزان مي‎دانند. اما معلمان جديد و كساني كه تجارب اندكي دارند، كجا بايد چنين آموزشي را ببينند و مهارت كسب كنند؟ هر چند براي آموزش مهارت‎هاي مديريت كلاس كتاب‎هايي وجود دارد، اما كافي نيست. يكي از دلايل سردرگمي معلمان در برابر حل مشكلات مربوط به انضباط، نداشتن اطلاعات و آگاهي كافي است. بسياري از معلمان يا آموزش اندك ديده‎اند يا با استفاده ازتئوري، تحقيق و تمرين در مورد ايجاد انضباط در مدارس را آموخته اند.

پلاكس[2]، كيرني[3]و توكر[4] با بررسي مطالبي كه طي سال‎ها در اين باره نگاشته شده است، نتيجه مي‎گيرند كه «براي معلمان دوره‎ي ابتدايي  و متوسطه، بزرگترين مشكل دوران تحصيلي، يادگيري شيوه‎ي مديريت كلاس است. به گفته‎ي جانز[5]براي چنين معلماني جاي تعجب نيست كه رفتارهاي گسيخته‎ي دانش‎آموزان، بزرگترين عامل فشار رواني بر معلم و احساس نارضايتي شغل باشد. [6]

بنابراين هم دست اندركاران آموزش معلمان بايد امكانات جديدي را تدارك ببينند و هم معلمان به طور منظم دانش خود را پيرامون مديريت كلاس ارزيابي كنند و به طور پيوسته به اطلاعات جديد مجهز گردند و از كتب و نظريات علمي جديد بهره ببرند.

 

اهميت موضوع

مطالعات نشان مي‎دهد كه متغيرهاي كلاسي خاصي بررفتار دانش‎آموز در كلاس درس و پيشرفت تحصيل آنان به طور محدود و مداوم تأثير دارد. [7]

سازماندهي كلاس به نظم و ترتيب درسي و اجتماعي دانش‎آموزان در كلاس درس اشاره مي‏كند. در كلاس درس با دانش‎آموزاني مواجه هستيم كه توانايي‎ها و ميزان پيشرفت آنها با يكديگر مشابه و يا كاملا متفاوت است. در مقابل، مديريت كلاس به روش‎هايي مربوط است كه معلمان با كمك آنها رفتار دانش‎آموزان را بهبود مي‎بخشند و راه را براي يادگيري مطلوب دانش‎آموزان هموار مي‎كنند.

بنابراين مي‎توان گفت معلم بايد با مديريت صحيح كلاس و تكيه بر روشهاي گوناگون و با تحكيم روابط مثبت خود با دانش‎آموز به امر تدريس و آموزش بپردازد. در واقع اعمال مديريت در كلاس براي ايجاد يك محيط مناسب يادگيري امري ضروري وحياتي است.

 

اهداف مقاله

هدف كلي:

  در اين مقاله سعي شده است تا به شيوه‎هاي مديريت كلاس درس پرداخته و مهارت‎هايي كه به برقراري يك ارتباط مؤثر و مثبت بين معلم و دانش‎آموز منجر مي‎شود، بيان گردد.

اهداف جزئي:

شناسايي چگونگي مديريت معلم بر كلاس درس.

تعيين چگونگي ايجاد روابط مثبت با دانش‎آموز.

تبيين نقش دانش‎آموز در برقراري ارتباط با معلم.

 

روش مقاله

مقاله تدوين‎شده به روش گردآوری است.

واژه‎هاي كليدي

مديريت كلاس، ارتباط، روابط معلم و دانش‎آموز.

 

مقدمه

توانايي و اداره كلاس و ايجاد رفتار مطلوب در دانش‎آموزان، بخشي مهمي از كار معلم و كلاس و زمينه مناسب براي يادگيري است. به نظر مي‎رسد معلم براي اداره مطلوب و منظم كلاس درس به دو مهارت نياز دارد:

1ـ برقراري ارتباط مؤثر و مثبت با دانش‎آموزان

2ـ مديريت كلاس

 

اين دو مهارت باعث تسهيل امر آموزش و كاهش رفتارهاي نا مطلوب دانش‎آموزان مي‎شود. جو كلاس در هر شرايط بر نگرش دانش‎آموزان نسبت به مدرسه، مطالعه، تحصيل و حتي خودپنداري آن تأثير مي‎گذارد.(كديور، 1382، صص228 - 227).

ارتباط مناسب ميان معلم و دانش‎آموز، اغلب محور اثر بخشي معلم است. ارتباط مفيد مستلزم آن است كه معلمان از شناخت لازم و جامع هم نسبت به موضوع درسي و هم نسبت به دانش‎آموزان خويش برخوردار باشند.

 

چنين امري بر ايجاد يك پل ارتباطي بين دانش‎آموزان و موضوع درسي كمك مي‏كند. معلمان را نيز قادر مي‎سازد كه موضوع درسي رابه شاگردان خويش تفهيم كنند. برعكس ارتباط سطحي و ضعيف ميان معلم و دانش‎آموز موجب مي‎شود كه حتي يادگيري مطالب ساده نيز ميسر نباشد. بنابراين روابط مبتني بر محبت، احترام و باور متقابل ميان معلم و دانش‎آموز مي‎تواند بر گرايش انگيزشي دانش‎آموز تأثير گذارد.

 

مديريت كلاس درس به مفهوم ايجاد شرايط لازم براي تحقق يادگيري است و بر اين اساس مي‎توان گفت كه مهارت‎هاي مديريت كلاس درس زيربناي كل موفقيت در تدريس است. اين امر در كلاس‎هاي درس مدارس ايران كه مملو از دانش‎آموزان است، از اهميت خاص برخوردار است. براي اعمال مديريت بر كلاس درس و ايجاد شرايط بهينه براي يادگيري، خود معلم بايد فردي كارا باشد تا از مهارت‎هاي مديريت كلاس درس بهره بگيرد. ولازم است كه معلمان با شيوه‎هاي مديريت كلاس و مهارت‎هاي ارتباط با دانش‎آموز آشنا بوده، بر حسب موقعيت وفضاي كلاس آن را به نحو مطلوب به كار ببندد.

 

مديريت كلاس

تعاريف مديريت

ـ مديريت كلاس با روش‎هايي مربوط است كه معلمان به مدد آنها رفتار اجتماعي مثبت و مناسب دانش‎آموزان را بهبود مي‎بخشند و رفتارهاي مخرب آنها را مورد بررسي قرار مي‎دهند (اميني، 1377. ص 37).

ـ مديريت كلاس درس، طيف وسيعي از تكنيك‎ها و روش‎هايي است كه براي تسهيل در آموزش، بالابردن مدت زمان يادگيري، ايجاد و تداوم فضايي دلپذير و خوشايند در كلاس، ممانعت از رفتارهاي نابسامان و خلل آفرين و حاكميت نظم و انضباط در كلاس، به كار برده مي‎شود. (ردستين، سايت حوزه).

 

سازماندهي و مديريت كلاس درس

سازماندهي كلاس به نظم وترتيب درسي و اجتماعي دانش‎آموزان در كلاس درس اشاره مي‏كند. معلمان در كلاس‎ها با دانش‎آموزاني مواجهند كه از لحاظ توانايي‎ها و ميزان پيشرفت با يكديگر مشابه يا كاملاً  متفاوت‎اند.

اهميت و تاثير مديريت كلاس درس بر كارايي معلم تأثير مستقيمي دارد، تا آنجا كه براي معلمان مبتدي و تازه كار زمان زيادي به اين امر اختصاص مي‎يابد. صرف چنين زماني براي مديريت و سازماندهي كلاس موجب كاهش زمان فعال براي يادگيري دانش‎آموزان مي‎شود.

معلمان به منظور آنكه زمان غير آموزشي در كلاس درس را به كمترين مقدار برسانند، بايد درس را در وقت مقرر شروع و تمام كنند. وقفه‎هاي بين فعاليت‎هاي كلاس را به كمترين حد برسانند، قواعد و قوانين معنا دار و كار آمدي را تدوين و اجرا كنند و كلاس را چنان نظم بخشند كه رفتار‎هاي مخرب شاگردان را هر چه بيشتر كاهش دهند. يك معلم زماني در مديريت كلاس موفق مي‎شود كه نه تنها به گونه‎اي موفقيت آميز در مقابل مشكلات رفتاري دانش‎آموزان واكنش نشان دهد، بلكه در پيشگيري از بروز مشكلات توانا باشد.

 

شيوه‎هاي مديريت كلاس

معلمان بر رفتار اجتماعي و يادگيري دانش‎آموزان نيز از طريق انتخاب فعاليت‎ها و نحوه‎ي سازمان دادن براي انجام فعاليت‎ها نظارت دارند معلمان از دونوع نظارت بهره مي‎جويند:

1ـ نظارت بر كلاس از راه فعاليت‎هاي آموزشي

2ـ نظارت بر رفتار اجتماعي در كلاس (برقراري انضباط)

اغلب اين دو نظارت از هم جدايي ناپذيرند، اما معلمان مي‎توانند با هر نوع فعاليت آموزشي و يادگيري نوعي نظارت را بر دانش‎آموزان اعمال كنند.

 

شيوه‎هاي نظارت بركلاس از راه فعاليت‎هاي آموزشي

1ـ تلاش در اجتماعي كردن دانش‎آموزان با توصيه برخي نقش‎هاي آنان و منع برخي ديگر.

2ـ سازمان دادن به فعاليت‎هاي گروهي دانش‎آموزان مانند ابراز عقيده و دفاع از آن، پيگيري يك بحث وحل مسأله و...

3ـ تعيين فعاليت‎ها با وقت معين و محدود.

4ـ وادار ساختن دانش‎آموزان به يادداشت برداري، تهيه كار برگ با نتايج مشخص و قابل پيش بيني.

5ـ درباره‎ي نتايج كارها، اطلاعات تمام را در اختيار دانش‎آموزان قرار دادن.

6ـ اگر معلم متوجه شود كه كلاس او در حال شلوغ شدن است بايد مكث كند، خيره شود، به آرامي صحبت كند و نوع فعاليت‎ها را تغيير دهد. (رؤوف، 1373، ص 170).

7ـ در كلاس كه نظم و انضباط سالم برقرار است معلم دستور نمي‎دهد، بلكه رفتارهاي ناپسند دانش‎آموزان را از طريق فرايند حل مسأله هدايت و اصلاح مي‏كند.

 

برقراري انضباط يا نظارت بررفتارهاي اجتماعي در كلاس

در مفهوم كلي، انضباط روش‎هاي كنترل يك سازمان يا مجموعه است. برقراري نظم وانضباط در كلاس درس شايد از مهم‎ترين مسائل هر معلم باشد و هر معلم روش‎هاي متفاوتي براي موفقيت در اين امر دارد. تحقيقات و شواهد نشان داده‎اند كه روش‎هاي خشن اعم از تنبيه، محروم كردن دانش‎آموزان كلاس و ... نتايج آني و شايد غير موثر داشته اند. روش‎هاي انضباطي موثر آن است كه در استفاده ي آن روش‎ها بتوان به نتايج مطلوب و مورد نظر دست يافت.

در ادامه چندين روش مناسب انضباطي بر شمرده مي‎شود:

 

1ـ اعمال روش‎هاي انضباطي در محيطي دور از‎ترس و ارعاب: در اين روش حرمت انساني افراد حفظ شده و آنها مقاومت كمتري در برابر اين روش‎ها خواهند داشت.

 

2ـ چشم پوشي از مسائل جزئي وامور كوچك: مدير، مربي يا معلم بايد از بين مشكلات، مسائل عمده و اصلي را برگزينند و نسبت به همه‎ي مسائل حساسيت نشان ندهد.

 

3ـ رعايت انضباط شخصي: فردي كه مي‎خواهد اقدام به برقراري انضباط در يك محيط بكند، بايد در ابتدا در رعايت انضباط شخصي موفق باشد. معلم منضبط نه تنها اسوه خواهد بود، بلكه خود با مشكلات انضباطي به طور ملموس درگير و سطح توقعات خود را در سطح توانمندي‎هاي دانش‎آموزان قرار خواهد داد.

 

4ـ تكريم شخصيت افراد: از آنجا كه عزت نفس بالاتر منجر به ايجاد رفتار اجتماعي مناسب‎تر مي‎شود و چون ايجاد عزت نفس با پذيرش بي قيد وشرط افراد و رفتار توأم با محبت و احترام و صميميت مرتبط است، براي آنكه افراد خودشان و با يك انگيزه‎ي دروني تمايل به رعايت و پذيرش قوانين را داشته باشد، بايدشخصيت آنها را گرامي داشت و به عنوان يك انسان برايشان ارزش قائل بود. (اكرمي، 1380، ص60).

 

5ـ تنبيه رفتارهاي نامطلوب: گاهي در بعضي شرايط استفاده از شيوه تنبيهي به عنوان يك روش انضباطي اجتناب ناپذير است، اما در اين شرايط بايد حتي الامكان روش‎هايي نظير حذف شرايط مثبت وتوبيخ ملايم كلامي و .... مورد استفاده قرار گيرد. تنبيه به طور غير مستقيم نوعي تشويق افراد وظيفه شناس و منضبط است.

 

6ـ استفاده از شيوه‎هاي تدريس جذاب و مفاهيم جالب و مفيد در كلاس: كارهاي يكنواخت،  موضوعات درسي نامربوط و قديمي و روش‎هاي تدريس ملال‏آور عاملي است درخستگي دانش‎آموزان از كلاس درس كه اين امر به فعاليت‎هاي غير مفيد منجر مي‎شود. با استفاده از روش‎هاي جذاب و مفيد در درس ضمن يادگيري مؤثر و ثمربخش كلاس منضبط و  پرشور خواهد شد.

 

7ـ آگاهي دانش‎آموزان از انتظارات معلم: معلمان بايد اطمينان حاصل كنند كه دانش‎آموزانشان روش كار آنها را مي‎دانند و آنها را مي‎فهمند. هرگز دو معلم با انتظارات و توقعات يكسان پيدا نمي‎شود. انتظارات متفاوت و ارائه‎ي روش‎هاي كار ناهماهنگ، دانش‎آموزان را با مشكلاتي مواجه مي‏كند

 

8ـ آگاهي معلمان از اوقاتي كه مشكلات دانش‎آموزان افزايش مي‎يابد: معلمان بايد بدانند كه چه زماني مشكلات دانش‎آموزان افزايش مي‎يابد واعمال غير عادي انجام مي‎دهند. مثلاً هنگام ورود به كلاس، هنگام خاتمه‎ي درس، در زمين بازي، وسط هفته يا در آخر هفته و .... با اطلاع از اين اوقات معلمان مي‎توانند روش‎ها و عكس‎العمل‎هاي مناسب با آن را داشته باشند.

 

سبك‎هاي مديريت در كلاس

سبك معلم، مجموعه‎اي از رفتارها و ديدگاه‎هايي است كه وي براي به وجود آمدن بهترين وضعيت ممكن براي انجام آموزش به كار مي‎گيرد. نقش اوليه معلم هنگام انجام فعاليت آموزشي، نقش مديريتي است .

معلم موفق كسي است كه مي‎تواند يك موقعيت را ارزيابي نموده، با آگاهي نسبت به اهداف آموزشي و شرايط محيطي، عاطفي و متفاوت سبك‎هاي مناسب را در كلاس تجربه كند و با بهره گيري از تجارب خود بهترين ومناسب‎‎ترين  سبك را با توجه به هدف‎ها و انتظارات برگزيند. در اين راستا، سبك‎هاي مديريتي زير مورد توجه قرار مي‎گيرد:

1ـ سبك مديريت مقتدرانه ـ استبدادي

معلمي كه در مديريت كلاس خود از سبك مقتدرانه ـ استبدادي استفاده مي‏كند، دانش‎آموزان را بسيار محدود و كنترل مي‏كند. دانش‎آموزان غالباً در تمام مدت آموزش در صندلي‎هاي خود مي‎نشينند. ميزها و صندلي‎ها معمولاً در يك رديف و به صورت سنتي چيده شده‎اند و هيچ انحرافي در چيدن ميزها وجود ندارد. اين معلم به ندرت اجازه خارج شدن از كلاس را به دانش‎آموزان مي‎دهد و هيچ عذري را براي غيبت نمي‎پذيرد. غالباً كلاس او آرام است. دانش‎آموزان مي‎دانند كه نبايد مزاحم معلم شوند. آنان نبايد هيچ صحبت و يا بحثي در كلاس داشته باشند. دانش‎آموزان معلم مقتدر فرصتي براي يادگيري تا تمرين مهارت‎هاي ارتباطي ندارند. اين معلم انضباط سخت را ترجيح مي‎دهد و انتظار اطاعت محض دارد. ايستادن در برابر اين معلم، منجر به نگهداري دانش‎آموز در مدرسه  يا ارجاع موضوع به دفتر مدير مدرسه مي‎شود، در اين كلاس دانش‎آموزان دستورها رامستقيماً دريافت مي‎كنند و حق هيچ گونه سؤالي ندارند.

در نهايت، هيچ گونه نشاني كه اين معلم مقتدرـ مستبد از دانش‎آموزانش حمايت كند وجود ندارد.

دانش‎آموزان چنين معلمي به ندرت تشويق مي‎شوند يا جايزه مي‎گيرند. هم چنين او هيچ كوششي براي سازماندهي فعاليت‎هاي آموزشي در كلاس انجام نمي‎دهد و اين احساس را دارد كه موارد ذكر شده مانع يادگيري دانش‎آموز مي‎شود. وي اعتقاد دارد كه دانش‎آموزان بايد فقط به سخنراني او براي كسب اطلاعات ضروري گوش دهند. احتمالاً دانش‎آموزان كلاس او از شروع فعاليت بيزارند، براي اين كه آنها احساس ضعف مي‎كنند و اعتماد به نفس لازم را ندارند. اين معلم به دانش‎آموزانش مي‎گويد چه كار كنند و چه وقت كار كنند. او خود تمام تصميمات كلاس را مي‎گيرد. بنابراين سبك مديريت او به ندرت باعث پيشرفت انگيزه يا تنظيم اهداف مشخصي مي‎شود.

 

2ـ سبك مديريت اقتدار گرايانه ـ مشاوره‎اي

معلم سبك مستبد ـ مشاوره‎اي محدوديت‎ها و كنترل‎هايي براي دانش‎آموزان وضع نموده، اما هم زمان استقلال فردي را تشويق مي‏كند. اين معلم اغلب دلايل وضع قوانين و تصميمات را توضيح مي‎دهد. اگر دانش‎آموزي مزاحم كلاس است، مؤدبانه، اما سخت و محكم، او را سرزنش مي‏كند. اين معلم بعضي اوقات قوانين انضباطي خارج از كلاس را وضع مي‏كند. معلم اقتدارگر، مشاوره‎اي هم چنين شرايطي براي تعامل زباني بين دانش‎آموزان، نظير بحث‎هاي انتقادي را فراهم مي‎كند. دانش‎آموزان مي‎دانند كه مي‎توانند هنگام تدريس معلم از او سؤال كنند. اين محيط فرصت‎هايي براي يادگيري مهارت‎هاي اجتماعي فراهم مي‎آورد. معلم در اين سبك، نگرش مثبتي درباره دانش‎آموزان، شرح علايق و احساسات آنها دارد. كلاس او با تشويق و جايزه توأم است. او غالباً روي تكاليف دانش‎آموزان توصيه‎هايي مي‎نويسد و باز خورد مثبت به دانش‎آموزان مي‎دهد. اين معلم اقتدارگرا،اعتماد به نفس شايسته اجتماعي را تشويق مي‏كند و انگيزه پيشرفت سطح بالا را پرورش مي‎دهد. غالباً او دانش‎آموزان را از طريق پروژه‎اي هدايت مي‏كند. دانش‎آموزان درباره چنين معلمي مي‎گويند: «اين معلم را دوست داريم، او منصف است و مي‎فهمد كه دانش‎آموزان نمي‎توانند بي نقص باشند. او معلمي است كه شما مي‎توانيد بدون هيچ گونه خجالتي مسائل و مشكلات را با او در ميان بگذاريد».

 

3ـ سبك مديريت آزاد منشانه

معلم آزادمنش كنترل و محدوديت كمي بر دانش‎آموزان دارد. اوتلاش مي‏كند به احساسات دانش‎آموزان آسيبي نرساند ودر گفتن نه يا تحميل قوانين به دانش‎آموزان مشكل دارد. اگر دانش‎آموزي مزاحم كلاس مي‎شود، ممكن است فرض كند كه او توجه كافي به دانش‎آموز نداشته است وقتي دانش‎آموزي حرف او را قطع مي‏كند،  او بر اين باور است كه دانش‎آموز مطمئناً چيز با ارزشي براي گفتن در كلاس دارد. چنين معلمي انضباط پيشنهادي رامي پذيرد، با دانش‎آموزان سر و كله مي‎زند و خيلي مراقب آنهاست. او بيشتر متوجه احساسات دانش‎آموزان است تا اينكه آنها را كنترل كند. بعضي اوقات تصميم‎گيري‎هاي كلاسي‎اش را بيشتر بر اساس احساسات دانش‎آموزان تنظيم مي‏كند تا بر مسائل آموزشي. او ميخواهد دوست دانش‎آموزان خود باشد. او حتي ممكن است روابط خارج از كلاس را تشويق كند. او يك مشكل زماني براي تنظيم مرز ميان زندگي حرفه‎اي و زندگي خصوصي دارد. به هر حال، اين آزادي بيش از حد در كلاس، به مهارت و  شايستگي اجتماعي و كنترل شخصي مي‎انجامد.

يادگيري مهارت‎هاي اجتماعي براي دانش‎آموزاني كه معلم آنان خيلي آمرانه عمل مي‏كند، بسيار مشكل است. دانش‎آموزان غالباً اين نوع معلم را دوست دارند. يك دانش‎آموز مدرسه راهنمايي درباره اين معلم مي‎گويد: «اين معلم محبوب همه است، دانش‎آموزان مجبور نيستند همواره در كلاس جدي باشند. بعضي اوقات اوضاع از كنترل خارج مي‎شود و ما اصلاً چيزي ياد نمي‎گيريم».

 

4ـ سبك مديريت بي تفاوت

معلم بي‎تفاوت خيلي درگير كلاس نمي‎شود. اين معلم تقاضاي كمي دارد و به كلاس‎هايش علاقه‎اي نشان نمي‎دهد. معلم بي تفاوت نمي‎خواهد بردانش‎آموزان نفوذ داشته باشد. به اين ترتيب، او احساس مي‏كند كه آمادگي كلاس ارزش تلاش و كوشش را ندارد. او اغلب از همان مواد آموزشي سال‎هاي قبل استفاده مي‏كند.

هم چنين نظم وانضباط كمي در كلاس چنين معلمي وجود دارد. اين معلم ممكن است فاقد مهارت‎ها و شايستگي‎هاي لازم باشد. دانش‎آموزان نگرش‎هاي معلم بي تفاوت را احساس و درك مي‎كنند.

در كلاس چنين معلمي يادگيري خيلي كم صورت مي‎گيرد. هر كس در كلاس حركت و زمان راتلف مي‏كند. در يك چنين محيطي دانش‎آموزان فرصت خيلي كمي براي مشاهده يا تمرين مهارت‎هاي اجتماعي دارند. با توجه به انتظارات كمي كه از آنها مي‎رود، نظم وانضباط در چنين كلاسي خيلي كم است. دانش‎آموزان انگيزه اندكي براي پيشرفت دارند و از نظر كنترل شخصي كمبود دارند.

دانش‎آموزي درباره كلاس چنين اذعان مي‏كند: « اين معلم نمي‎تواند كلاس را كنترل كند و ما هيچ‎وقت چيزي در آن جا ياد نمي‎گيريم. تكاليف سختي در كلاس گفته مي‎شود و افراد به ندرت كتاب‎هايشان را همراه مي‎آورند».

 چنين معلمي هر سال از طرح درس‎هاي مشابه و يكسان براي همه درس‎ها استفاده مي‏كند. هيچ وقت زحمت به روزكردن آنها را به خود نمي‎دهد. براي او روزها مثل هم هستند. هنگام تدريس، نخست بيست دقيقه از وقت كلاس را به روش سخنراني اختصاص مي‎دهد. بعضي اوقات او مي‎خواهد فيلم يا اسلايد نشان دهد وقتي اين كار را مي‏كند، آنرا جانشين سخنراني خود نمايد. اگر زماني باقي مانده باشد، به دانش‎آموزان اجازه مي‎دهد به آرامي مطالعه و با يكديگر صحبت كنند. آنان دردسري براي او ايجاد نمي‎كنند و به ندرت متوجه مي‎شود كه مسؤول تعليم و تربيت دانش‎آموزان است.

 

ارتباط معلم با دانش‎آموز

تعاريف ارتباط:

ارتباط از نظر معنوي به معناي ربط دادن، پيوند دادن،اشتراك داشتن و تجربه ي مشترك به كار رفته است. حتي در فرهنگ معين 19 لغت براي آن موجود است.

ـ ارتباط عبارت است از فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده با استفاده از علامت به منظور تأثير و كنترل و هدايت. (اميني، 1377، ص 37).

ـ ارتباط عبارت است از فرايند مبادله ي اطلاعات و احساسات، مبادله بر وزن مفاعله، امري است طرفيني و دو جانبه. پس ارتباط جرياني است متقابل. (سايت خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران).

 

نقش دانش‎آموز در برقراري ارتباط با معلم

وقتي دانش‎آموز نمي‎داند چگونه از معلم خود تقاضايي كند و يا عقيده متفاوتي را با او در ميان  بگذارد، به اين نتيجه مي‎رسد كه نمي‎تواند با معلم خود ارتباط برقرار كند و بنابراين ناسازگاري و پرخاشگري مي‏كند و يا ارتباط خود با معلم و كلاس را به طور كلي قطع مي‏كند. اما وقتي همان دانش‎آموز ياد بگيرد كه چگونه با معلمش ارتباط برقرار كند، روند كار كلاس شيرين و جذاب مي‎شود و معلم و شاگرد هر دو در كنار هم، نه در مقابل هم به سوي هدف پيش مي‎روند. وقتي ارتباط صميمانه باعث درك متقابل بين معلم وشاگرد مي‎شود، آن وقت است كه مي‎توان اميدوار بود كه استعداد همه دانش‎آموزان شكوفا شود. لذا دانش‎آموزان بايد سعي كنند در برقراري ارتباط با معلم موفق شوند. در اين زمينه راهكارهايي نيز مي‎تواند ثمر بخش باشد:

ـ هرگز دانش‎آموز بامعلم به گونه‎اي صحبت نكند كه معلم حس كند مي‎خواهد او را راهنمايي كند. چرا كه اين كار اين معني را به ذهن معلم تداعي مي‏كند كه نمي‎داند چه بايد بكند.

ـ دانش‎آموز درخواست‎ها را با جملات مثبت و غير دستوري بيان كند: مثلاً «استاد! نمي‎دانيد وقتي عجله نمي‎كنيد چه قدر ما خوشحال مي‎شويم (براي وقتي كه معلم با سرعت درس مي‎دهد).

ـ اگر معلم در تدريس دچار اشتباه شد، بهتر است دانش‎آموز وقت ديگري به تذكر دادن بپردازد.

ـ همكاري دانش‎آموز با معلم در روند آموزش از قبيل كنفراس، شركت در بحث‎هاي گروهي و.... مي‎تواند رابطه معلم و دانش‎آموز را مطلوب و نزديك گرداند.

ـ معلم زماني كه احساس كند مورد نياز دانش‎آموز است، انگيزه بهتري پيدا مي‏كند ودانش‎آموزان بايد به معلم نشان دهند كه چقدر به او نياز دارند و براي او احترام قائل هستند.

ـ دانش‎آموز بايد به معلم بفهماند كه چقدر علاقه دارد كه ياد بگيرد و به دانش معلم نياز دارد  چرا كه معلم (در زمينه درس خود) اطلاعاتي بيشتر از دانش‎آموز دارد (صالح. 1379. ص145).

 

مهارت‎هاي ارتباط با دانش‎آموز

آموزش بدون ايجاد رابطه معنايي نخواهد داشت. معلمان در همان آغاز كار خود پي مي‎برند كه نحوه برقراري ارتباط با دانش‎آموزان بسيار اهميت دارد. توصيه ميشود كه معلمان به تأثير نوع ارتباط خود بر شكل‎گيري گرايش‎هاي انگيزشي دانش‎آموزان توجه كنند. به عنوان مثال: اگر محبت دركلاس شكل يك مسؤوليت اجتماعي به خود گيرد، دانش‎آموزان به يكديگر كمك مي‎كنند و مواظب يكديگر هستند.

گلاسر عقيده دارد بدون شكوفايي محبت و ارزش وجود، تشكيل يك هويت موفق نا ممكن است (بهرنگي، 1370، ص292). بنابراين مهارت‎هاي ارتباط با دانش‎آموز، از مهم‎‎ترين  مهارت‎هاي مورد نياز يك معلم كارآمد مي‎باشد.

در ادامه راهكارهايي در ايجاد ارتباط با دانش‎آموز بيان مي‎شود (نائينيان، 1379، صص 65-60)

 

1ـ ايجاد روابط مثبت با دانش‎آموز

اولين هدف معلم بايد برقراري رابطه مطلوب، دوستانه و حمايت كننده با دانش‎آموزان باشد. چنين هدفي فقط با تعادل ميان معلم ودانش‎آموز حاصل مي‎آيد. طبق نظريه انديشمندان، بايد معلم در روز اول به دانش‎آموزان نشان دهد كه به آنها علاقه دارد و مي‎توانند به او اعتماد كنند. چون هر برخوردي با دانش‎آموز در تصور آنها نسبت با معلم مؤثر است، لذا معلم بايد همه اوقات براي ايجاد رابطه مثبت تلاش كند.

 

2ـ اجتناب از تنبيه شديد و مكرر

معلمي كه رابطه خوبي با دانش‎آموز دارد هرگز براي آموزش به تنبيه اتكا نمي‏كند، تنبيه شيوه‎اي است كه در نزد انديشمندان علوم تربيتي مورد تأييد نيست، بلكه به استفاده از جايگزين براي تنبيه ويا روش‎هاي غير تنبيهي سفارش مي‎شود. يكي از راه‎هاي تنبيه خفيف، استفاده صحيح از روش محروم كردن است. مثلاً اگر دانش‎آموزي مزاحم ديگران است، مي‎توان از اوخواست كه به آخر كلاس برود ودور از همكلاسي‎هايش بنشيند. بدين ترتيب دانش‎آموز از موقعيتي كه رفتار ناپسندش را تقويت مي‏كند، بيرون برده مي‎شود.

 


3ـ پرهيز از پيش داوري‎هاي غير منصفانه

گاهي معلمان در بعضي از زمينه‎ها پيش‎داوري مي‎كنند. براي پرهيز از اين گونه موارد، معلم بايد صادقانه به آنچه باور دارد اعتراف كند وتلاش كند در بين دانش‎آموزان خود تفاوت قائل نشود. بديهي است كه معلم نيز بايد روش‎هاي آموزشي و رفتاري خود را متناسب با نيازهاي متفاوت دانش‎آموزان سازگار نمايد.

 

4ـ ابراز علاقه وتوجه به دانش‎آموزان

براي اثر بخشي امر آموزش و برقراري ارتباط مناسب بين دانش‎آموزان، معلم بايد نشان دهد كه به آنها علاقه و توجه دارد و از فعاليت با ايشان لذت مي‎برد، معلم مي‎تواند با حضور در فعاليت‎هاي فوق برنامه تحصيلي دانش‎آموزان علاقه خود رابه آنها نشان دهد، با اين كار دانش‎آموزان بدون در نظر گرفتن توانايي‎ها و يا شكست‎هايشان در امر تحصيل مورد احترام و توجه قرار مي‎گيرند.

 

5ـ ثبات داشتن و بخشنده بودن

معلماني كه در رفتارشان آرامش دارند، در رابطه خود با دانش‎آموزان بسيار موفق هستند. دانش‎آموزان معلمي را مي‎خواهند كه رفتارش پايدار وقابل پيش بيني باشد. حتي دانش‎آموزاني كه در روز قبل مشكلي دركلاس ايجاد كرده اند، بايد بتوانند روز بعد به راحتي به سر كلاس بيايند.

 

6ـ داشتن انتظارهاي بالا و ممكن

معلمي كه مي‎خواهد با دانش‎آموزان رابطه‎اي مثبت وسازنده داشته باشد، بايد اعتقاد به قابليت‎ها را در آنها پرورش دهد. واگذار كردن فعاليت‎هاي نسبتاً دشوار به دانش‎آموزان، واگذار كردن كارهايي كه احتمال شكست در آنها كم است و.... از راه‎هايي است كه قابليت‎هاي بالاي دانش‎آموزان را نسبت به خودشان القا مي‏كند.

 

نتيجه‎گيري

با توجه به مطالب بيان  شده چنين استنباط مي‎گردد كه اداره كلاسي كار آمد و مؤثر يگانه راهي است كه به آموزش و يادگيري مفيد و مؤثر ختم مي‎شود. ايجاد نظم و هماهنگي شرط لازم براي آموزش سودمند است، اما كافي نيست. چنانچه مديريت دركلاس درس به خوبي اعمال شود، رفتارهاي مناسب دانش‎آموزان تقويت شده و رفتارهاي نا مناسب آنان كه مستلزم شيوه‎هاي برخورد خاص خود مي‎باشد، كاهش مي‎يابد و اين امر زمينه را براي آموزش و يادگيري هدفمند دانش‎آموزان فراهم مي‎كند.

مديريت كلاس كه با هدف آموزش اثر بخش اجرا گردد، شيوه‎هاي متفاوتي مي‎طلبد. هر معلم بسته به شرايط كلاس و دانش‎آموزان و روحيات خويش از دو روش نظارت كلي بهره مي‎برد. يكي نظارت بر رفتار اجتماعي دانش‎آموزان با عنوان انضباط و ديگري نظارت بر كلاس از راه برنامه‎هاي آموزشي مورد نياز.

مديريت در هر كلاس به دنبال برقراري ارتباط بادانش‎آموزان ميسر است. بديهي است كه هر يك از معلمان در برقراري ارتباط با دانش‎آموزان روش خاصي دارند كه ناشي از شخصيت معلم، شخصيت دانش‎آموزان و موقعيت است. با اين حال مي‎توان گفت انواع روابط كه موجب افزايش انگيزه كفايت و كنترل دانش‎آموزان مي‎شود عموميت دارد.

معلم بايد ابتدا رابطه مثبت، حمايت كننده و قابل اعتماد با دانش‎آموزان برقرار كند. اين هدف هنگامي حاصل مي‎شود كه معلم براي كنترل دانش‎آموزان بيش از اندازه از تنبيه استفاده نكند، از شوخي‎هاي زننده پرهيز كند، از پيش داوري‎هاي غير منصفانه بپرهيزد.

هم چنين معلم بايد در هر موقعيتي آرامش خود را حفظ كند تا رفتارش قابل پيش‎بيني باشد و دانش‎آموزان به او اعتماد كنند. چنين معلمي مي‎تواند با مديريت كلاس درسي كارا و پرانگيزه داشته باشد و دانش‎آموزان براي كشف حقايق و مفاهيم جديد علمي ـ آموزشي تلاش كنند و در سايه چنين رابطه و مديريتي، تجربه‎هايي حاصل كنند كه در هيچ كتابي نمي‎توان يافت.

 

پيشنهادها

الف ) مديريت كلاس

1ـ كلاس را در ‎آغاز با جديت شروع كند و متعاقب آن آزادي بيشتري به دانش‎آموزان بدهد.

2ـ مقررات كلاس را با مشاركت دانش‎آموزان و با تأكيد بر پيام مثبت اطاعت از قوانين نه بر نتايج منفي حاصل از قانون شكني تدوين كند.

3ـ معلم نبايد به دانش‎آموزان امكان دهد اورا متقاعد سازند كه شرايط و ضوابط مورد نظرش رامرتب تغيير دهد.

4ـ تمركز بر عملكرد دانش‎آموزان در صورتي كه شخصيت آنها مورد هدف قرار نگيرد.

5ـ پرهيز از انتقام جويي يا تمسخر دانش‎آموزان.

6ـ چشم پوشي از اشتباهات كوچك.

7ـ شناسايي و پذيرش اشتباهات بادادن فرصت دوباره براي جبران آن.

8ـ در صورت لزوم دانش‎آموز به طور مستقيم مورد خطاب قرار گيرد تا عكس العمل معلم مشخص كند كه رفتار دانش‎آموز بسيار نابجا است.

9ـ از بين بردن اساس و ريشه رفتارهاي نامطلوب.

10ـ آرام و قاطع عمل كند.

11ـ به دانش‎آموزان توجه كند  و تلاش نمايدتا اين توجه را نشان دهد.

12ـ بدنبال جانشيني بهتر براي تنبيه باشد.

13ـ نشان دهد از آنچه در كلاس مي‎گذرد آگاه است.

14ـ انتظارات خود و نيازهاي دانش‎آموزان را با هم در نظر بگيرد.

15ـ سمبلي از رفتارهاي مطلوب باشد و از ريا و تظاهر بپرهيزد.

 

ب) ارتباط با دانش‎آموز

1ـ مؤدبانه صحبت كردن معلم. (عدم استفاده از كلمات دستوري مانند بايد و مجبوريد).

2ـ نام دانش‎آموزان را به خاطر سپردن.

3ـ از دانش‎آموزان تشكر كردن.

4ـ تأديب انفرادي يا شخصي.

5ـ دوستانه رفتار كردن به جاي دوست بودن با دانش‎آموزان.

6ـ اهميت دادن به نظرات دانش‎آموز.

7ـ استفاده از ارتباط غير كلامي (ارتباط چشم، حركات سر و...).

8ـ استفاده از واژه «ما» به جاي «تو».

 

 

 


منابع

1. آندرسون، لورين دبليو. افزايش اثر بخشي معلمان در فرايند تدريس. ترجمه دكتر محمد اميني. تهران: انتشارات مدرسه، 1377.

2. اسپالدينگ، چريل. ال. انگيزش دركلاس درس. ترجمه محمد رضا نائينيان و اسماعيل بيابانگرد. تهران: انتشارات مدرسه، 1379.

3. اسماعيلي نسب، مريم. «مي خواهم  وارد كلاس شوم!» معلم. دي ماه 1383: 4.

4. اكرمي. ناهيد. «انضباط چيست و بهترين روش‎هاي انضباطي كدامند؟». تربيت. 17 آبان 1380: 2.

5. براون، جورج. تدريس خرد. ترجمه علي رؤوف. تهران: انتشارات مدرسه، 1373.

6. پالاردي ج. ميشل و توماس. ج. پالاردي. انضباط دركلاس درس. ترجمه عباس سازش. پيوند. فروردين و ارديبهشت 1382: 283 و 282.

7. پاملا، آر رديستن. روان‎شناسي تربيتي. ترجمه شهاب‎الدين مشايخي.

8. تابر، روبرت. تي. الفباي مديريت كلاس درس. تهران: انتشارات مدرسه، 1379.

9. تاج الدين. ضياء «مديريت كلاس درس، مفاهيم، شالوده‎ها و راهكارها» رشد تكنولوژي آموزشي. بهمن1382.

10. جويس، بروس و مارشا ويل. الگوهاي تدريس. ترجمه دكتر محمدرضا بهرنگي. نشر گلچين، 1370.

11. ديناروند. حسن. «نيم رخ مديريت كلاس شما چيست؟» رشد تكنولوژي آموزشي. مهرماه 1383.

12. صالح، حسين. دانستني‎هاي دانش‎آموزي. نشر طلا. 1379.

13. صيامي، توحيد. مترجم «شيوه‎هاي ايجاد نظم و انضباط سالم در كلاس». رشد تكنولوژي آموزشي. بهمن 1383.

14. عباسي اول. كريم. «بررسي نحوه تأثير مديريت معلم در جريان ياددهي ويادگيري» تربيت. 20 اسفند 1383: 6

15. كديور، پروين. روانشناسي تربيتي. تهران: انتشارات سمت. 1382.

 

16. www. lrib.ir

17. www.Hawzah.net



1. Richardson

1. Plax

2. Kearney

3. Tuker

4. Jones.

5. روبرت تي، تابر، الفباي مديريت كلاس درس، ترجمه دكتر محمد رضا سركار آراني (تهران: انتشارات مدرسه، 1379)، ص 20.

6. لورين دبليو آندرسون، افزايش اثر بخشي معلمان در فرايند تدريس،  ترجمه دكتر محمد اميني (تهران: انتشارات مدرسه،1377)، ص 9.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط علی محمددارایی کارشناس ارشد حقوق عمومی  |