دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش

 

دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش
راه آسمان باز است ، پر بکش
او همیشه آغوشش باز است ، نگفته تو را میخواند ؟
اگر هیچکس نیست ، خدا که هست . . .

تحقیق حقوق اداری

ادامه نوشته

شیوه‌های خاصی وجود دارند که با بهره گرفتن از این روشها می‌توان اختلافات را به حداقل کاهش داد.

وجود اختلاف میان دو فردی که با هم زندگی می کنند امری طبیعی است. چون هر چه افراد باهم تفاهم و همفکری داشته باشند، باز هم اموری وجود دارد که طرز فکر افراد در آن موارد خاص باهم متفاوت خواهد بود. اما از آنجا که هر مشکلی راه حل مخصوص به خود را دارد، رفتن ها و شیوه‌های خاصی وجود دارند که با بهره گرفتن از این روشها می‌توان اختلافات را به حداقل کاهش داد.
 
دقت در مواقع ازدواج
شاید بارها و بارها شنیده یا خوانده باشید که برای زندگی موفق باید این کار یا آن کار را بکنید و آنقدر بایدها و نبایدها شنیده باشید که دیگر مجال و حوصله‌ای برای اندیشدن در مورد آنها پیدا نکنید و غالبا موضع ما در مقابل این بایدها و نبایدها منفی و مقاومت‌ گراست. با این حال باز هم نکته اصلی در نوع انتخاب همسر و شریک زندگی است. در واقع سوال‌های زیادی است موقع ازدواج باید بدانها جواب دهید و دقت شما کلیدی است بر موفقیت زندگی خودتان ، تجربیات زندگی در عصر جدید نشان می‌دهد ضرب المثل در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست چندان اعتباری ندارد.
 
آموختن شیوه‌های ارتباط
چگونه با همسر و فرزندان خود ارتباط برقرار می‌کنید؟ به لحن صدا ، نوع کلمات و رفتار خودتان در موقع برقراری ارتباط با آنها دقت کرده‌اید؟ بویژه موقعی که عصبانی هستید؟ با آرامش صحبت کردن ، کلمات سنجیده ، بکار بردن در مواقع خشم خیلی سخت است. ولی ناممکن نیست. و آن هم نیازمند دقت ، آموزش و تمرین است.
 
احترام متقابل
شروع زندگی مشترک یا صاحب فرزند شدن به معنی از بین رفتن پرده‌های احترام نیست. بلکه آثار دیگری بر رفتار احترام آمیز است. نوع دیدگاهی که به زندگی مشترک ، همسر خود و فرزندانتان دارید در نوع و میزان احترامتان تاثیری می‌گذارد که از طریق نوع صحبت‌های شما فهمیده می‌شود. آیا خانواده را موقعیتی برای رفتارهای ارباب - رعیتی یا حاکم - محکوم می‌دانید؟ شاید رفتار شما نیازمند نگرش جدید و اصلاح باشد.
 
مسولیت پذیری
به میزانی که در زندگی مشترک از مسولیتهای خود در قبال همسر و فرزندانتان شانه خالی می‌کنید (به هر دلیلی) بر فاصله و اختلافات بین فردی خود می‌افزاید. به مسولیت‌های خود به عنوان همسر و به عنوان پدر یا مادر چقدر آگاهی دارید؟ آیا مسئولیت شما فقط تامین نیازهای جسمی است و دیگر هیچ؟ شاید این گفته درست باشد که "هزار نکته باریکتر از مو اینجاست."
 
صداقت
دروغ همچون رنگ سیاهی است که بر دیوار زده می‌شود. بی‌اعتمادی ، سوءظن به یکدیگر و دورویی حاصل بذر دروغ است‌، هرچند کوچک و جزئی باشد. سعی بر وفا کردن به قولها و عهد‌هایی که کرده‌اید زندگی‌تان را محکم‌تر و شاداب‌تر می‌کنند. اما دروغها (چه کوچک و چه بزرگ) بر روی هم جمع می‌شوند و بنیان خانواده را متزلزل می‌کنند.
 
قهر نکنید!
می‌گویند دعوا و قهر مزه زندگی است. اما سعی کنید شما آن را نچشید. اولین قهر در زندگی مشترک شروعی برای قهرهای دیگر است. قهر کردن فرصت‌ها را برای منطقی دیدن ، تصمیم درست گرفتن از شما می‌گیرد. در اختلافات خود حداکثر سعی را داشته باشید که راهی برای ارتباط مجدد باقی بماند. موقع بستن درها طوری آنها را ببندید که باز کردنشان نیازمند شکستن درها نباشد.

اشتباه بزرگی که والدین مرتکب آن می شوند

 

 

والدین به علت علاقه شدید به فرزندانشان ممکن است از چیزهای مهمی که در زندگی کودکان آنها اهمیت دارند غفلت کنند و به اشتباه کارهایی انجام دهند که برای تربیت بچه ها درست نباشد. در اینجا ۱۰ اشتباه بزرگ که والدین مرتکب می شوند نوشته Craig Playstead آورده شده است.
۱) لوس کردن فرزندان:
کاملاً واضح است که والدین فرزندانشان را دوست دارند و می خواهند فرزندانشان هر آنچه که می خواهند داشته باشند و آنها هیچ کم و کاستی نداشته باشند. این کار ناشی از نیت خوب والدین است، اما گذشته از هزینه ای که این کار می برد بچه ها هم لوس می شوند. این کار باعث می شود بچه ها با وجود از تمام چیزهایی که دارند شاد و راضی نباشند و بیشتر بخواهند. آنها نیاز به داشتن وسایل بیشتر ندارند، بلکه نیازمند زمان بیشتری هستند که در کنار والدین خود باشند. از این سمت به موضوع نگاه کنید: آیا آنها یاد گرفته اند برای تمام چیزهایی که دارند متشکر باشند؟ آیا آنها با داشتن همه چیز در کوکی، سرد و ناامید نخواهند شد؟ آیا فکر کرده اید با خواسته های دوران جوانی آنها چه خواهید کرد؟
۲) نظم و انضباط ناکافی:
زمانیکه شما برای نظم و تربیت دادن به فرزندنتان تنبلی کنید یک شیطان کوچولو در خانواده خلق می کنید که خویشاوندان و معلمها و مربیها و دوستان از دست او در امان نیستند. این صحیح نیست که به کودکانتان اجازه دهید که هر طور که می خواهند در خانه رفتار کنند، مثل پریدن روی مبل ها و تخت. زیرا آنها در خانه های مردم هم همینطور رفتار خواهند کرد، در صورتیکه آنها باید یاد بگیرند که رفتار بهتری در بیرون از خانه داشته باشند. زندگی کردن با بچه هایی که تخت گران قیمت را مثل توری اکربات می بینند کابوس است. اگر شما در تربیت کودکانتان کوتاهی کنید دیگران اینکار را خواهند کرد و شما مسلماً این را دوست ندارید.
۳) کوتاهی کردن در ارتباط با مدرسه:
مدرسه جایی است که بچه ها وقت زیادتری را نسبت به جاهای دیگر در آنجا صرف می کنند، همچنین جایی است که مسئولیتهای زیادی را به آنها واگذار خواهند کرد. سؤال این است: آیا آنها آمادگی مواجه شدن با این مسؤلیتها را دارند؟ و شما چگونه می توانید بدون حضور فیزیکی در مدرسه او را همیاری کنید؟ این مهم نیست که شما یا همسرتان باشید، نیاز است که یکی از والدین حتماً در مدرسه حضور داشته باشد. حداقل یک ایمیل در هفته با معلم کودکتان داشته باشید، این موضوع باعث می شود که معلم بداند شما علاقمند به پیشرفت کودکتان هستید و او می تواند شما را از هر خبری آگاه کند و هر موضوع مهمی را در ارتباط با کودکتان با شما درمیان بگذارد. اگر آموزگار فعالیت شما و حساسیت شما را ببیند، نسبت به آموزش و تربیت کودک شما فعالتر خواهد بود.
۴) تحسین و تشویق نابجا:
هنگامیکه می خواهیم کودکانمان را تشویق کنیم یک نکته مهم وجود دارد. ساختن اعتماد به نفس در کودکان بسیار مهم است اما بر پا کردن یک جشن بزرگ برای یک پیشرفت معمولی توقع آنها را بالا می برد و یک موقعیت واقعی را تحریف می کند. آنها باید با واقعیتها مواجه شوند. مثلاً در ورزشی مثل بستکبال که جایزه این بازی به صورت مشارکتی است، پسر من هم در تیم مدرسه بازی می کرد با اینکه باید به تیم جایزه داده شود، بسیاری از مادرها اصرار داشتند که به تک تک بچه ها جایزه داده بشود. در طی ۴ فصل که پسر من در این تیم بازی کرد جایزه هایش بیشتر از من است که بیشتر از ۴۰ فصل بازی کرده بودم، نباید به کودکان اعتماد به نفس کاذب داد

حضور در انجمن  اوليا ومربيان استان 10/5/91

تغيير اساسي در برنامه هاي  آموزشي  انجمن اوليا

پالايش برنامه ها بر اساس شاخص هاي برنامه پنجم و سند تحول بنيادي

تنظيم برنامه هاي عملياتي گروه

تقسيم كار

برآورد هزينه هر طرح

و برنامه هاي ديگر كه متعاقبا اعلام مي گردد.

امامزاده مارگيمه



امامزاده مارگيمه (چوبتراش ) در شمال غربي روستاي چوبتراش در منتهي اليه شرقي دشت كرگاه و در مسير جاده خرم آباد نوژيو(نوژيان ) و ايستگاه راه آهن كشور برروي تپه اي مقبره اي ديده مي شود كه به مارگيمه مشهور است بنابر گزارش حميد ايزدپناه مارگيمه گنبدي از سنگ آجر و ملاط و به سبك قرن هفتم كه به شكل مربع ساخته شده است اندازه هر ضلع 25/3 متربرروي زواياي آن مقرنس هايي تبيعه شده و آنگاه طاق اصلي برروي آنها مخروطي شكل ساخته شده است ارتفاع گنبد 12 متر است است قبردر داخل مقبره باكاشيهاي سبز ريشه دار تزيين شده است كه متاسفانه در سال 1347 عده اي قبر را در هم ريختند برروي سقف و فاصله بين مقرنس ها نوع گچ بري ساده زيك زاك وجود دارد و اينها تزئين مقبره هستند . آقاي ايزد پناه مي گويد اهالي محل معقتد هستند صاحب اين مقبره خواهر شاهزاده احمد مي باشد و نيز به يك اعتبار مدفن ملكه خاتون خواهر شهاب الدين سيلمان شاه زن بردار عزالدين گرشاسف فرض كرده اند اما به نظر مي رسد اين مقبره مربوط به مادر سيد نورالدين گيمد كه از ياران شاهزاده احمد بوده اند باشد چون دريادادشتهاي دست نويس شاهزاده احمد به لرستان به نام سيد نورالدين گيمد اشاه شده است قبرستان مايرگيمه تا چند سال پيش در حال تخريب بود كه به همت اهالي محل وميراث فرهنگي با سازي شدو در فهرست مكانهاي ديدني لرستان در ميراث فرهنگي به ثبت رسيد در گذشته و تا اوايل انقلاب انقلاب اسلامي ايران مردم روستاهاي دارايي – ديناروند – ده باقر – سرخده – انگز – سالي بزرگ – پل بابا حسين –چزال مردگان خود را براي دفن به اين امامزاده مي آوردند اين امامزاده مورد احترام اهالي محل است و درگذشته خيلي از بيمارها راشفا داده است و طبق اظهار اهاي محل در گذشته عده اي مي خواستند آن را تخريب كنند ولي توسط زهر ماهر دو نفر از آنها کشته مي شود . و اين باعث مي شود دست از تخريب آن بردارند . در گذشته کسانی که می خواستند برای زیارت مایرگیمه بروند در طول جاده چینی درست می کردند تا به امام زاده برسند و زیارت کنند.

اگه وقت کردین ازاین منطقه  و اطراف آن دیدن کنید ولذت ببرید.

تبار شنا سی طا یفه بازگیر

 
بر اساس روايات محلي سالمندان و ريش سفيدان تبار  بازگیرهای لرستان از نسل دو برادر به نام هاي بگعالی  و برخوردار فرزندان خان احمد از کرد ها یا لر های ساکن پشتکوه بوده اند كه نياكانشان در زماني بسيار دور كه دقيقا مشخص نيست  به دلیل اختلافات محلی  با والی پشتکوه همراه فرزندان و خویشان خود از منطقه پشتکوه و غرب ايران به دلايلي نامعلوم به سرزمين لرستان مهاجرت و در محدوده زيستي و جغرافيايي ايل دریکوند وارد شده اند.انهابعد از چند سال زندگی در کنار  ایل دریکوند با طا یفه میر اختلاف پیدا می کنند واین اختلافات انها با عث کشته شدن دوشم(دوشنبه) بازگیر توسط میر عالی خان ویارانش در  منطقه طاف می شود و بعد از ان کشته شدن میر نقی فرزند میر عالی خان به دست داراب پسر عموی دوشم می شود واین اختلافا ت داخلی ودرگیریهای که بین انها وجود دارد با عث می شود  گروهی از بازگیر ها به دلیل خواهر زادگی که با ایل بیرانوند داشتند به میان ایل بیر انوند  بروند ودر کنار انها زندگی کنند وهمراه انها ییلاق وقشلاق کنند  وتیره های طاهر وظاهر نیز از بازگیر های لرستان جدا شوند وبه پشتکوه وکرمانشاه بروند وگر وهای دیگر بازگیر به سا یر منا طق ایران مها جرت کنندباز گیر های سفید لر ستان بعد از بگ عالی به چها تیره بزرگ (نیرالی-معالی-کلو لی-یاری) که تیره نیرالی  شا مل تیره های (جوزعلی و مراد خان )وتیره کلولی شامل تیره های (شیر خان وبیر خان ) وتیره یاری شا مل تیره های (فرضی-امیر) وتیره معالی شامل تیره های (علی- بهادر-ندر-صادق خان-قیصر(قمرالی)-نظربک-صیفور-قاسم ) وبازگیر های سیاه لرستان بعد از دوشم  به 2 تیره (سبز وار وسبز علی) و دود مانهای کربلایی احمد خان-کربلایی سهراب -ولی-محمد میرزا-دوشنبه-محمد جافر -اغا لی تقسیم می شوند بازگیر های لرستان بعد از چند سال زندگی در میان بیرانوند ها سرانجام با وساطت بهاروند ها وبیرانوند ها با میر ها صلح می کنند  ودر زمان حکومت سا لار الدو له در لرستان در منطقه کرگاه وجاهای دیگر لرستان ساکن می شوندسالار الدوله  که با ملا مهر عا لی یکی از بزرگان طا یفه بازگیر رابطه دوستی بسیار خوبی داشت 160 عد د  تفنگ به ملا مهر عالی  می دهد تا بین طا یفه بازگیر تقسیم کند ودر مواقع لازم بتواند از او کمک بگیر د بازگیر ها پس از صلح با میر ها مدت ها زندگي كوچروي با طوايف بهاروند و دريكوند را داشتند تا سرانجام گروه هايي از آنان اقدام به خريد محل هايي در منطقه بالا گريوه لرستان چون مقداري از ميشون و طاف نموده به هنگام قشلاق و ييلاق در اين مكان ها استقرار يافته و به سر برده اند بازگير ها ساكن منطقه  بالاگريوه پس از سر گرفتن مجدد زندگي كوچ نشيني باطوايف ديركوند سرانجام در دشت كره گاه در جنوب شهر خرم اباد سا کن شدنداز کدخدایان وکلا نتران طا یفه بازگیر در سده گذشته ملامهرعالی-ملا جفعر - عالی-  جمعه- میرزا - جوزی- ولی خان- شفتا لی - حسن خان -علی اکبر- محمد مرادرا می توان نام برد .                                                                                                                                    
       
چرا به بازگیر های استان لرستان بازگیر سیاه و بازگیرسفید می گویند           

 به احتمال زياد اطلاق نام (( بازگير)) به پيشينيان اين طايفه در زمان حضور و زندگي آنان در سرزمين لرستان اتقاق افتاده است . داستان از اين قرار است كه به هنگامه ي استقراردر منطقه بالاگريوه دو نفر از افراد اين گروه كه دو برادر به نامهای بگعالی وبرخوردار ویا فرزندان انها که داراب ودوشم (دوشنبه)هستند اقدام به شكارباز نموده و ان را به منظورنشان دادن مهارت خويش در كار شكار باز به عنوان هديه نزد حاكم يا امير وقت لرستان  مي برند . حاكم ضمن استقبال و پذيرفتن هديه ي آنان به دو برادر رو ي كرده و به برخوردار که سياه چرده بوده و برادرش بگعالی که سپيد روي بوده مي گويند : كدام يك از دو نفر باز را شكار كرده ايد ؟ سياه يا سفيد ؟ گويا از ان تاريخ به بازگير شهرت يافته اند و فرزندانشان سياه و سفيد نام گرفته اند . اين امر در عين حال مبناي تقسيمات گروه خانوادگي آنان قرار مي گيرد و موجب ميشود كه امروزه اولاد و احفاد اين دو برادر موصوف به اين صفت ها گرديده و خوانده شوند.     مركز اصلي و عمده ي جمعيت آنان در لرستان در منطقه كره گاه در جنوب شهر خرم آباد و غالبا در روستاهاي،چوبتراش- ديناروند -دارایی-سهیل بیگی-تلوری-چشمه سرخه-  ،ده باقر سرخده عليا، انگز ،سالي-ماسور-داد اباد-قلعه رزه-  و پير جد است . و نيز متجاوز500خانوار آنان در شهرستان پلدختر و روستاي چم مهر، ماژ ین -هلوش و جلوگير سكونت دارند كه مجموعا جمعيتشان در منطق ي بالاگريوه در حدود 1500 خانوار تخمين زده مي شود . بقيه بازگيرها لرستان در سه بخش زاغه ،چقلوندي و کر گاه ودرنواحی پل هرو ، قبررمضان،ده  مختوایی-کرگانه-ده پیر-چنار برافتاب-ونایی-روستای دار بلوط -ودر شهر های خرم اباد-بروجرد-دورود-پل دختر اندیمشک-شوش- زندگی می کنند  .                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                منابع .سکندر امان الهی بهاروند، قوم لُر ، تهران 1370 ش ، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچندة ا  سکندر امان الهی بهاروند، قوم لُر ، تهران 1370 ش ؛ مرکز آمار ایران ، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچندة ایران ؛ نتایج مرحلة اول ، 1364، حوزة شمارة 4، باختران ، تهران 1365 ش ؛ همو، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچندة ایران : نتایج مرحلة اول ، 1364، حوزة شمارة 5، لرستان ، ج 2، تهران 1365 ش ؛ همو، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچندة ایران : نتایج مرحلة اول ، 1364، حوزة شمارة 6، ایلام ، تهران 1365 ش ؛ همو، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده : 1366، فرهنگ عشایری ایل کرد ، تهران 1368 ؛     

خدایا با خود می اندیشم ...........

خدایا با خود می اندیشم ...........

من کیم ،

از کجا امده ام

که هیچ مرزی برای اندیشیدن ندارم

 وهیچ سخنی برای نگفتن ،وهیچ قدمی در گشتزار اندیشه ها برای نراندن،

بر افق دیدی گسترده  بر کنار ساحلی دور نگاه خود را بر موج می نشانم ولحظه ای دور از تلاطم موج اب ،

می نگرم ،می اندیشم ،میگویم ،می روم

اما به مثابه ی آواره ای سرگشته  متحییر  فقط آب می بینم  وافق بی انتها ساحل ،

با خود می گویم:راه باز است و راه روشن؟ چرا متحیر وسرگشته  چرا بی انتهای نگاه درافق بی انتها

مانده است ..................................................

من که می توانم بیندیشم  پس چرا فانوس راه گم کرده ام

پس چرا کمی با خود نیندیشیده ام؟ پس چرا سجده بی مهر کرده ام 

پس چرا سالیانی ست  دور از فراغ  یار دور مانده ام ؟

سال هاست بی دلیل سر بر سجاده تحییر زده ام،؟..............

این افق روشنایی دارد وبس  چراغ به دستی است که مرا با خود می خواند

 در این سیاهی شب  که دیدگان تار است وتار .نمی دانم  همسایه است کاسب سر کوچه است 

 رفتگر محله است  عالم مسجد نشین میخانه است معبود درونی دل است  یا رهگذری بی نشان

هر کسی است او فانوس روشنی دارد که من ندارم

او راه را می شناسد من ندانم

او دستی با محبت دارد و با مهربانی فرا می خواند  من متحیر گشته ام  از رمز آفریدگار

با همه اندیشیدن  ونگاه چون نمی دانم کیست  ان فانوس  بدست ؟...............

در عالم برزخی  چون  که بیدار شدم  درمحله حضور بی حضور  چرخیدم  با سرگشگی  و اشفتگی

به هر کسی می رسیدم پرسیدم پس فانوس راه؟ کجاست ؟

رفتگر محله به مزاح گفت:

 فانوس را ه  را در خیابان می جویی  برو در خانه تاریک خود نشین فانوس انجاست کافیست آن را روشن

کنی ؟؟...............................................

ماه ضیافت الهی بر همه مسلمانان مبارک

<A

تقدیم به تو که گاه گاهی از نسیم ترنم نگاهت محبت  میتوشم

زندگی ای تکرار نفرین شده ی ذهن من ـ دیگر می خواهم تورا به شیوه ی دل ببینم

و تو ای دل ـ دل فراموش شده

می خواهم از تو دلجویی کنم!اخر هرچه در زندگی آموختم بر پای چوبین

استدلال استوار بود و بس.

و جایی که حسابگر باید زنده بود تا زنده ماند چه جای شور و شوق می ماند؟

می خواهم کلمات را با فونت عشق حروف چینی کنم و آنرا به همه نشان دهم و تو

ای ذهن که دایره ی مرا گرد خو

هرروز تنگ تر می کنی و هی منم منم را در سرم تکرار می کنی ـ

دیگر نمی گذارم بی افسار هرکجا که خواستی مرا با خود ببری.

حال وقت ان است که در خدمت دلم باشی.

یادت باشد به حریم دلم که پا می گذاری کفشهای چوبی زمختت را در آوری

که پرنیان کفپوش قلبم آنها را بر نمی تابد.

اصلا پا برهنه به حریم دل بیا و در دریای شور شنا کن

و به هستی عشق بورز.

ای ذهن هرچه کلمه در تو ریخته ام را می خواهم با قلبم حروف چینی کنم تا شعله رقصان

عشق و سرمستی از کلماتم سر بر کشد و رنگ جملاتم

رنگ بی تعلقی به خود بگیرد.

می بینی هنوز در درگاه ایستاده ای و بوی خوش باغ عشق را احساس می کنی!

هنوز تو نیامده خنکای نسیم رودخانه ی شور زندگی

صورتت را نوازش می کند ! وای به آن وقتی که

وارد آن بشوی.

و تو ای دل ـ چه کارها که با تو ندارم.

مرکب خوب من ـ بی نقاب و بی غبار

مرا تا خدا برسان.